رزمنامه آی‌کی‌دو

تعمق در هنر رزمی آی‌کی‌دو

رزمنامه آی‌کی‌دو

تعمق در هنر رزمی آی‌کی‌دو

رزمنامه آی‌کی‌دو

«بسم الله الرحمن الرحیم»
در این دوجوی مجازی ، حتی با وجود اختلاف سلیقه ها و تفاوت دیدگاه ، به مراقبه می‌نشینیم تا تعمقی در هنر رزمی آی‌کی‌دو داشته باشیم. براستی آی‌کی‌دو چیست؟ دوست گرامی ، در این مراقبه‌گاه همراه ما باش و از این فرصت (با وجود احترام به دیدگاه‌های یکدیگر) نظرات خود را در میان بگذار تا از رهگذر تضارب آراء به نتایج مفیدی برسیم.
(استفاده از محتوای پایگاه رزمنامه کلاّ آزاد است. ترجیحاً با ذکر منبع)

رزم نامه
آخرین نظرات
نویسندگان

کتاب "ذِن در هنر های رزمی" نوشته ی جو هیامز ، نویسنده مشهور آمریکایی است

وی هنر رزمـی را با رشـته ی کِنپو کـاراته  زیـر نظراِد پارکر شروع کرده و در رشته های مختلف رزمی از جمله وینگ چون ، هاپکیدو ، جیت کاندو و آی کی دو و ... ممارست داشته.

این کتاب شامل تجربیات وی در زمینه ی هنر های رزمی است که به زبانی ساده و گرم ، خاطرات آموزنده ی خود را بیان داشته.

در ادامه مطلب بخشی از کتاب تحت عنوان «قدرت "کی" خود را افزایش دهید» را از نظر می گذرانیم. خواندن این خاطره را به همه رزمیکاران عزیز به خصوص علاقه مندان به هنر آی کی دو پیشنهاد می کنم...

ذن در هنر های رزمی

قدرت کی خود را تقویت کنید

در آخرین مرحله از بررسی هنر های رزمی ، به آی کی دو «هنر آرام» رسیدم.البته از وجود هنر آی کی دو با اطلاع بود و علاقه مند بودم که روزی آن را فرا گیرم ، ولی شدیدا درگیر فراگیری کاراته بودم و می بایستی صبر می کردم. سپس چند سال پیش در طی سفری به لندن ، اعلان یک سخنرانی در مورد آی کی دو ، توجهم را جلب کرد و تصمیم گرفتم در آن سخنرانی شرکت نمایم.

جلسه ی سخنرانی در فروشگاهی که به مدرسه ی فراگیری هنرهای رزمی تبدیل شده بود ، انجام می شد. سالن تمرین مملو از تماشاگرانی بود که چهار زانو روی یک حصیر نشسته بودند و استاد را تماشا می کردند. استاد ، یک جوان ژاپنی بودکه یک بالا پوش بی آستین و یک هاکاما[1]ی سیاه رنگ یا دامن که یونیفرم مخصوص اساتید آی کی دو است ، بر تن داشت.

او در جمع گروهی از مردان خشن که تعدادشان به شش نفر می رسید ، بسیار آسیب پذیر و ضعیف می نمود. با نزدیک شدن مردان به استاد ، او همچنان آرامش و سکوت خود را حفظ کرده و در مقابل آن موج همچنان ایستاده بود. ناگهان آنان یکصدا با فریادی گوش خراش به او حمله کردند.

پس از آن حمله اتفاق کم نظیری افتاد. استاد همانند آب در آن توده جریان یافت. به نظر می رسید که هاکامای استاد آن ها را احاطه کرده باشد. هر بار که آن ها خواستند ضربه ای به جسم او وارد آورند ، با جای خالی او مواجه شدند. او با حرکت خود باعث به هدر رفتن انرژی حمله کننده ها می شد و بدین ترتیب یکی یکی آن ها را از صحنه ی زد و خورد خارج می ساخت.

تمام این اتفاقات در چند دقیقه رخ داد  ، استاد همچنان آرامش و خونسردی خود را حفظ کرده بود. در حالی که بر دهانش لبخندی نقش بسته بود ، روبه سوی حضار نمود و در جواب تشویق تماشاگران به آن ها تعظیم کرد ، سپس متواضعانه به شاگردان تعظیم کرد و آن ها نیز با احترام بسیار در مقابل او ، این عمل را تکرار کردند. استاد آن چنان آرام حرکاتش را انجام می داد که من مطمئن بودم کاسه ای زیر نیم کاسه است. چیزی که دیده نمی شد و توضیحی هم در مورد آن داده نشده بود. او در جواب این سؤال که آیا نیروی خارق العاده ای وجود دارد که بتوان چنین قدرتمندانه در مقابل حریفان ظاهر شد ، پاسخ داد : «بله وجود دارد و آن نیروی "کی" است. نیرو یا انرژی نامرئی زندگی که دیده نمی شود ، ولی بسیاری ازهنرمندان رزمی خصوصا هنرمندان آی کی دو کا می آموزند که چگونه آن را تقویت کنند.»

به منظور نمایش دقیق تر ، او از چند تماشاگر علاقه مند ، دعوت کرد تا او را از روی تشک میدان نمایش بلند کنند. این کار به نظر نسبتاً ساده می نمود ، بنابراین من هم داوطلب انجام این عمل شدم. من دور کمر استاد را محکم گرفتم و سعی کردم او را بلند کنم ، ولی نتوانستم حتی از جایش تکان دهم. اگر چه من از او حداقل 20 کیلو سنگیر تر بودم ، اما به نظر می رسید که او به زمین چسبیده است. سپس از من خواست که با مشت به او ضربه بزنم. در حالی که مشت من هنوز نصف فاصله تا بدنش را طی نکرده بود ، احساس کردم که بدنم به طور محکم ولی آرام به تشک کوبیده شد. تا آن زمان هرگز با چنین قدرتی به زمین کوبیده نشده بودم.ایریمی ناگه

در حالی که کمکم می کرد تا از جایم برخیزم گفت : «این نمونه ای از "کی" است.»

پرسیدم : «چگونه می توان آن را در خود تقویت کنم؟»

او معما وار جواب داد : «فقط با تمرین و حالت روحی صحیح.»

تصمیم گرفتم که زمان ورودم به لس آنجلس بیشتر در مورد آی کی دو تحقیق به عمل آورم.

پس از یافتن یک مدرسه ی آی کی دو  ، شروع به یادگیری آن که برایم تازگی داشت ، کردم. در این مدرسه دائماً نام "کی" به گوش می رسید. من پس از گذراندن یکی از دوره های ابتدایی از کمک مربی که فردی سبزه رو و لاغر اندام بود ، خواهش کردم که "کی" را برایم تشریح کند.

او توضیح داد که : «هیچ کس نمی تواند آن را تفسیر کند ، ولی شما می توانی آن را تجربه کنی.الان من در حالی که بازوانم را مستقیم به سمت جلو باز کرده ام ، در کنار تشک نمایش می ایستم و شما مستقیماً به طرف بازو های من حرکت کن.»

سپس طبق گفته ی او به سوی بازوانش حرکت کردم که البته بازوانش مانع از پیشروی ام شدند. او گفت : «خوب حالا از شما می خواهم به شیئی که جلو روی شماست و پشت بازوانم قرار دارد فکر کنی و به طرف آن حرکت کنی.»

و من یکبار دیگر طبق دستورات عمل کردم و به طرف بازو ها و پشت بازو های او حرکت کردم. او گفت : «در این مرحله شما انرژی ات را کاملاً به جلو هدایت می کنی. 

 

الان بازو های خود را از شانه به جلو دراز کن و دست هایت را روی شانه های من بگذار و عضلات بازو هایت را سفت کن.»

او با وارد آوردن فشار به داخل آرنج هایم به آسانی بازو هایم را خم کرد.

او گفت : «حال کمی بازو هایت را از ناحیه ی آرنج خم کن و در حالی که آن ها بر شانه های من قرار دارند ، به آن ها استراحت بده. در این بین تصور کن که بازو هایت همچون شلنگی است که آب در آن جریان دارد و از نوک انگشتانت به داخل نهری در بی نهایت می ریزد.»

این بار او با دو دستش بازویم را کشید ولی علی رغم نیروی زیادی که به کار برد نتوانست آن را خم کند.

او گفت : «این مثالی از "کی" است و هر کس مقداری از آن را دارد ، حتی یک بچه. آیا تا به حال سعی کرده ای بچه ای را که تمایلی به بلند شدن ندارد ، از جایش بلند کنی؟ بچه ، زمانی که مایل نباشد بلند شود ، سنگین تر به نظر می رسد ، ولی زمانی که خود بچه تمایل به بلند شدن داشته باشد ، بسیار سبک تر به نظر می رسد. علت این امر این است که ذهن حقیقتاً یک منبع قدرت است و زمانی که ذهن و جسم با هم هماهنگ شوند ، "کی" خود را آشکار می سازد. در اثر تمرین و ممارست شما قادر خواهی بود "کی" را با اراده ی خود به کار بگیری.»

پرسیدم : «"کی" از کجا سرچشمه می گیرد؟»

گفت : «مرکز "کی" در این نقطه که تان تن نامیده می شود است (و سپس به نقطه ای حدود سه یا چهار سانتی متر پایین تر از نافش اشاره کرد) این جا حدوداً مرکز ثقل بدن انسان است. "کی" نوعی انرژی یا نیروی درونی است که از طریق تجسم می تواند از همان نقطه به خارج از بدن هدایت شود. "کی" می تواند با نیروی جاذبه ی زمین در آمیزد و سنگینی عظیمی را در بدن ایجاد کند ، همانند مورد کودکی که تمایلی به بلند شدن ندارد.

آی کی دو کاها همانند اکثر هنرمندان رزمی و کسانی که ذِن را به کار می بندند ، معتقدند که تمامی "کی" یا انرژی جهان از طریق همان نقطه برای همیشه در کلیه جهات در درون آن ها جریان دارد. هرکجا که باشی ، شما همیشه در مرکز عالم و جهان هستی قرار داری. با حفظ کردن همان نقطه و مرکزیت خود ، احساس می کنی که با جهان هستی یکی شده ای و در آنِ واحد کاملاً بر رابطه ی جسمانی خود با جهان هستی آگاهی داری.»

سرم را تکان دادم و گفتم : «این همان نکته ای است که برایم بسیار مبهم است.»

جواب داد : «می توان به مسأله از بعد دیگری نگاه کرد. فکر کن شکم دریچه ای است که آب یا "کی" را به تمامی انتهای دست ها و پاها می فرستد ، وقتی دریچه ی مذکور باز شد ، آب یا انرژی بیشتری درون پا ها و دست ها به جریان می افتد.

اگر تصور کنی که تمامی انرژی شما از نقطه ی میانی بدنتان منشأ می گیرد و به پا ها ، تنه ، دست ها و سر شما می رسد و بعد به کمک ذهنتان این انرژی را داخل بدن در مسیر هایی که خود می خواهید هدایت می کنید ، آن زمان می توان گفت که شما "کی" را بسط می دهید. "کی" را می توان در هر مسیری فرستاد و این بستگی به هدفی دارد دارد که می خوهی انجام دهی.»

می دانم که درک این مفهوم به خصوص دشوار است. ولی در موارد نادری از جریان خود به خود انرژی یا نیرویی آگاه گشته ام که به طور یکنواخت در تمامی بدنم جریان می یابد ، بدون این که من آگاهانه آن را خواسته باشم.

هرکس ، حتی هنرمندان غیر رزمی هم قابلیت فراهم آوردن این قدرت فوق العاده یا نیروی درونی را دارند. مثلاً مادری که به خاطر محبوس شدن کودکش در اتاق موفق به شکستن درب محکم اتاق می شود و یا شوهری که قادر است اتومبیلی را جا به جا کند زیرا پای همسرش زیر آن گیر کرده است ، در حالی که در شرایط معمولی این اشخاص نمی توانند این کار ها را بکنند. ولی در موارد اضطراری مغز سریع تر کار می کند و نیروی ذهن را با نیروی جسم هماهنگ می سازد ، یعنی فنّی که هنرمندان رزمی با تمرین های بسیار در آن پیشرفت می کنند به طوری که این کار را به طور خود کار انجام می دهند.

 

پیام این درس را می توانم در یک جمله خلاصه کنم : کافی است بدانیم که چیزی به عنوان "کی" وجود دارد ، نیروی درونی که وجود دارد و به مفهوم منابع شخصی انسان معنا می بخشد و آن را بسط و گسترش می دهد. صرفاً داشتن این آگاهی که "کی" در همه ی ما موجود است ، خود به تنهایی به انسان نیرو می بخشد.

  «در جریان رودخانه اتفاقات قرار گیرید و ذهن خود را رها سازید. با پذیرش کردار هایتان ، مرکز ثقلتان را حفظ کنید ، این خود غایت است.»    چوانگ تزو [2]

 

آی کی دو

 

[1]-Hakama

[2] -  منبع : ذِن در هنر های رزمی ، تألیف جو هیامز ، ترجمه روبن شاهوردیان ، چاپ چهارم ، تهران : انتشارات علم و حرکت ، 1385

نظرات  (۶)

انگلستان؟ ما مثل بعضیا تنگ نظر نیستیم که دنیا رو منحصر در یک جزیره یا یک قاره دور افتاده ببینیم. دنیا خیلی وسیع‌تر از این حرفاست!
سمت استاد معین در تهران استادی هست بنام آقای معروف قبلا هاوایی بوده و ژاپن  اگر  علاقه دارید بگردید و پیداش کنید من یک بار کلاس خصوصی این آقا رو دیدم جالب بود نیازی هم به مسافرت به کشور دشمن ایران یعنی انگلستان ندارید
پاسخ:
ممنونم که نظرتان را با ما درمیان گذاشتید.
در مورد انگلستان با شما موافقم.
مطلب بسیار عالی بود.  نمایش تصویری کی اگه دارین هم بزارین
پاسخ:

راستش کلیپی به این شکل کم هست. ولی تو کلیپ «آخرین نمایش‌های عمومی پدر آی‌کی‌دو» کاربرد نیروی کی را میتونید ببینید.

به اوکه‌های اُسنسه خوب توجه کنید.

بسیار  خوب و واضح نگارش شده ممنون از اطلاعات مفیدتان
سلام آقا واقعا تشکر خیلی خوب بود 
اگه میشه بازم از آی کی دو واسه ما بگید در ضمن اگه میشه لطف کنید تفاوت آی کی دو با هاپکیدو رو هم بگذارید 

خیلی ممنون
پاسخ:

سلام

آی‌کی‌دو یا کلاً سیستم رزمی آی‌کی عشق ماست. هدف این پایگاه هم همینه. حتماً مطالب بروز می‌ذاریم. در مورد هاپکیدو چون تخصصی در این رشته نداریم واردش نمی‌شیم.

مطلب قشنگیه من از کتاب ذن در هنرهای رزمی خوندمشسایتت جالبهاوس

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">